Array ( [Itemid] => 601 [option] => com_k2 [view] => item [id] => 3986:«چرا-روز-شعر-و-ادب-فارسی-به-نام-«استاد-شهریار»-ثبت-شد؟» [lang] => latest )
^
دوشنبه, 26 شهریور 1397 ساعت 17:12

چرا روز شعر و ادب فارسی به نام «استاد شهریار» ثبت شد؟

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

 

روز شعر و ادب پارسی:

روز بيست و هفتم شهريور ماه، سالروز درگذشت شهريار، شاعر ايراني، با تصويب شوراي عالي انقلاب فرهنگي، روز ملي شعر و ادب پارسی، ناميده شده است.

 

 

شعر و ادبيات فارسي:

در فرهنگ ما، زندگی با شعر آغاز و با شعر بدرقه می شود. کودک در گاهواره، لالایی می شنود و از همان آغاز به شعر اُنس می گیرد و پس از مرگ نیز، آرایه مزارش، شعری است که برایش می سرایند و چه بسا خود پیش از مرگ برای خویش شعری می سُراید. این آمیختگی ما با شعر و تأثیری که شعر بر فرهنگ و روحیات و رفتار ما می گذارد، ضرورت پرداختن به آن و ضرورت پاسداری از حریم این عنصر اعجاز آفرین را بیشتر روشن می سازد.

زبان و ادبيات فارسي به عنوان دومين زبان جهان اسلام و زبان حوزه فرهنگ و تمدن ايراني، با هزاران آثار گران سنگ در زمينه هاي مختلف ادبي، عرفاني، فلسفي، كلامي، تاريخي، هنري و مذهبي همواره مورد توجه و اعتقاد ايرانيان و مردمان سرزمينهاي دور و نزديك بوده است. عليرغم حوادث و رويدادهاي پر تب و تاب و گاه ناخوشايند، باز هم اين زبان شيرين و دلنشين در دورترين نقاط جهان امروزه حضور و نفوذ دارد.

 

برخی از دلایل ثبت شدن روز شعر و ادب فارسی به نام استاد شهریار :

 

شهریار در سرودن انواع شعر فارسی مانند غزل، قصیده، مثنوی تبحر داشته‌است. «ابراهیم اقبالی» شاعر و استاد دانشگاه تبریز که خود نیز افتخار شاگردی و همنشینی با استاد شهریار را داشته است بیان می کند که شهریار امتیازات درخشانی نسبت به دیگر شاعران دارد که می‌توان دوزبانه بودن وی را از اصلیترین این امتیازات برشمرد، این امر مهم، عامل وحدت ملی است. شاعری آذری زبان که منظومه «حیدربابایه سلام» را به آن فصاحت و فخامت آفریده، از اقیانوس ادب فارسی نیز غافل نبوده و جریان‌ساز می‌شود.

 

1. شهریار یک تنه پاسدار و پاسبان قالبهای شعر فارسی بوده است:

اقبالی همچنین گفت: از نظر تکنیک شعری نیز دراین دوران شعر با دگرگونی‌‎ها و شاید آفت‌‎ هایی همراه بوده، چون در این دوران بود که نیما یوشیج ظهور کرد و شعر نو را ساخت. لذا شعر اصیل و سنتی در این زمان از آن فخامت و صلابت خود افتاد و گاهاً کلمات هجو و مبتذل نیز وارد ساحت شعر شد. باید گفت که نیما در بسیاری از موارد وزن و ردیف‌‎ شعری را بیشتر رعایت کرده است اما شاگردان او و افراطیون بعد ازاو این اصول را نیز رعایت نکرده و شعر را بیشتر درقالب نثر هدایت کردند.

وی با اشاره به این‌که استاد شفیعی کدکنی نیز دراین‌‎خصوص تعبیر جالبی دارد که می‌‎فرماید «اگر قرار است تمام این سخنان عامیانه را شعر بدانیم، پس چه چیزی شعر نیست؟!»، ادامه داد: شهریار در این وانفسای نیستی و پوچی، از لحاظ مفهوم، معارف اسلامی را وارد شعر فارسی کرده و با این مرهم شفابخش در برابر ناامیدی‌ها ایستاده است، از لحاظ تکنیک نیز او در این عصر پاسدار و پاسبان ادبیات فارسی بوده که قالب های شعر فارسی را یک تنه حفظ کرده تا نفس بکشد و زنده بماند و در هجوم شعر نو از بین نرود. چراکه تنها آثار شهریار است که در این روزگار برجای مانده و نگذاشته که شعر فارسی رو به اضمحلال و سستی بگراید.

 

2. شهریار حلقه اتصال سبک‌های شعر فارسی از قرن‌های گذشته به شعر فارسی امروز است:

وی با بیان اینکه شهریار نقطه عطفی در عصر معاصر محسوب می‌شود، چراکه حلقه اتصال سبک‌های شعر فارسی از قرن‌های گذشته به شعر فارسی امروز است، اظهار کرد: شعر پنج رکن اساسی دارد که یکی از آنها عاطفه است و در شعر استاد شهریار انفجار عاطفه رخ می‌دهد، چراکه شخصیت خود استاد بسیار عاطفی بود، برای مثال هروقت به یاد دوستی می‌افتاد که شاید سی سال قبل به رحمت خدا رفته بود، بی‌اختیار از صمیم قلب اشک از چشمانش جاری می‌شد. لذا این عاطفه و احساس لطیف بر شعر او نیز تاثیر فراوانی داشت.

 

3. شهریار همنشین واژگان فارسی بوده است:

وی همچنین گفت: شهریار هنر و شاخص بزرگ دیگری نیز دارد، او در عین این‌که در غزل‌هایش از تشبیهات و استعارات و کنایه‌‎ها و اصول ادبی فارسی در شعرش بهره می‌‎گیرد، برای همه فهم بودن شعرش، کلام را به زبان محاوره نزدیک می‌‎کند اما این زبان هیچگاه برخلاف دیگر شاعران معاصر، به هجو و سخنان کوچه بازاری آلوده نمی‌شود.

اقبالی ادامه داد: شهریار با شهامت کامل واژگان و ضرب ‌المثل‌هایی همچون «پدر عشق بسوز» را وارد غزل فارسی کرده است که نه‌تنها از زیبای و فصاحت آن نکاسته، بلکه مخاطب‌پذیری و دلنشینی آن را مضاف‌‎تر کرده است. چنانچه در شعر "من خود آن سیزدهم"، وقتی شهریار، ثریا، عشق ناکام دوران جوانی‌‎اش را به همراه شوهر و فرزندش در روز سیزده به در می‌بیند، این شعر را می‌سراید: "یار و همسر نگرفتم که گرو بود سرم، تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم، پدرت گوهر خود تا به زر و سیم فروخت، پدر عشق بسوزد که درآمد پدرم"؛ و اینها همه نشان از قدرت این نابغه بزرگ است که با اینکه خود آذری زبان بود، گویی همنشین این واژه‌ها بوده و گاهأ با پس و پیش کردن آنها، هرگاه که درشعرش نیاز به افزودن چنین تعابیری بوده، دست به گلچین کردن زده و بر زیبایی اشعارش افزوده است.

 

4. شهریار پرورش‌یافته مکتب قرآن و حافظ است:

اقبالی اظهار کرد: شهریار در حوزه غزل نیز با ادبیات کلاسیک آشنایی کامل دارد، از سویی فصاحت و بلاغت کلامش را نیز از قرآن وام گرفته است، خود نیز در جایی اذعان می‌کند که وقتی فواصل موزون و دلنشین قرآن را می‌خواندم و می‌دیدم، طبع روحم به وجد می‌آمد و غلیان سرودن شعر با استعانت به کلام الهی در وجودم غوغا می‌‎کرد.

این استاد دانشگاه تبریز می ‎ افزود: شهریار هم‌چنین به حافظ ارادت خاصی دارد و می‌فرماید که «آن شاعر بزرگ غزل را در کمال فصاحت و زیبایی به بن‌بست رسانده و کسی را یارای آن نیست که بتواند آن را درهم شکسته و از او پیش‌تر رود»، لذا معلمان استاد شهریار قرآن و حافظ بودند و درچنین مکتبی پرورش یافته بود، ذوق خدادادی شهریار نیز حلاوت و شیرینی و دلنشینی کلامش را دوچندان کرده است.

 

منابع:

www.beytoote.com/art (بخش فرهنگ و هنر بیتوته)

www.isna.ir (سایت خبری ایسنا)

 

خواندن 340 دفعه آخرین ویرایش در دوشنبه, 26 شهریور 1397 ساعت 17:24
محتوای بیشتر در این بخش: « زندگینامه استاد شهریار

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

برای انصراف کلید Esc را فشار دهید

 

 

پایگاه خبری قطره پاک

 

 

Instagram logo

Instagram link

logo aparat web